غذا خوردن ظرافت‌هاي هنري هم دارد

هميشه اين قصه و شخصيت‌ها نيستند كه به متن اصلي فيلم يا سريال تبديل مي‌شوند يا داستان را پيش مي‌برند. گاهي حواشي سوژه و پيرنگ‌هاي آن نيز كاركرد‌هاي دراماتيك پيدا كرده و به متن و مركزيت درام تبديل مي‌شوند.

هميشه اين قصه و شخصيت‌ها نيستند كه به متن اصلي فيلم يا سريال تبديل مي‌شوند يا داستان را پيش مي‌برند. گاهي حواشي سوژه و پيرنگ‌هاي آن نيز كاركرد‌هاي دراماتيك پيدا كرده و به متن و مركزيت درام تبديل مي‌شوند.

به گزارش «طلبه بلاگ» به نقل از ايسنا، در وبلاگ "كوچه فرهنگ" به نشاني http://ssaemi.blogfa.com آمده است: درباره آشپزباشي و تركيب ملودرام و طنزي كه در آن مشهود است و اساسا قصه‌اي كه روايت مي‌كند تحليل و نقدهاي زيادي مي‌تواند داشت. اما در اين يادداشت فقط مي‌خواهم به حاشيه‌هايي توجه كنم كه در اين سريال تا سطح سوژه اصلي و به مثابه متن برجسته شده و سويه دراماتيك يافته است و آن هم خود آشپزي به عنوان يك كنش دلپذير است.

علاوه بر داستاني كه در سريال روايت مي‌شود و جذابيت‌هاي نهفته در آن و البته امتيازاتي كه سريال به لحاظ بازيگري و تصويربرداري دارد، آشپزخانه به عنوان لوكيشن اصلي و آشپزي به مثابه يك هنر است. نگاه هنرمندانه و ظريف محمدرضا هنرمند به اين مهارت و حرفه، تصوير جذاب و زيباشناسانه‌اي از آشپزي به نمايش گذاشته است كه هم اشتهاي مخاطب را بازمي‌كند و هم نگاه او را به آشپزي و غذا خوردن ارتقاء مي‌بخشد.

در واقع در اينجا آشپزي از يك وظيفه، شغل و امر روزمره به يك هنر و رفتار زيبايي شناسانه بدل مي‌شود و تاثير نگرش هنري بر يك كنش روزمره مي‌توان در آن مشاهده كرد. اكبر آقا سرآشپز آنقدر با شوق و سليقه و ظرافت دست به آشپزي مي‌زند كه انسان علاوه بر اينكه بر سر شوق مي‌آيد ميل به آشپزي نيز در او برانگيخته مي‌شود.

در يكي از قسمت‌هاي كه او براي منوچهر ماهي طبخ مي‌كند آنقدر استادانه و هنرمندانه اين كار را انجام مي‌دهد كه حتي كساني كه از ماهي خوششان نمي‌آيد نيز نظرشان درباره اين غذا عوض مي‌شود. محمدرضا هنرمند توانسته است به درستي از اين مساله و فرايند آشپزي و خود آشپزخانه به عنوان لوكيشن اصلي در جهت ساختار و زبان دراماتيكي قصه استفاده كند و علاوه بر روايت آن غذا و آ شپزي را به عنوان يك هنر به ما معرفي كند.

نمونه‌اي ديگر از اين كار را در فيلم « ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» علي رفيعي ديده بوديم كه در آنجا نيز كارگردان انواع غذاها و عمل آشپزي را در قاب‌بندي زيبايي از دوربين به تصوير كشيد كه شايد مخاطبان پيش از اين به آن توجه نداشتند. اين دو فيلمساز ثابت كردند كه عناصر مختلف و متعددي در روايت سينمايي وجود دارند كه در كنار قصه و فيلمنامه و بازيگر و تكنيك‌هاي فني مي‌تواند در جذابيت و زيبايي اثر نقش مهمي ‌داشته باشند.

نگارنده معتقد است پخش سريال آشپزباشي به تدريج حرفه و كنش آشپزي را عمق بخشيده و اعتبار بيشتري مي‌دهد و به مخاطب مي‌آموزد كه غذا خوردن صرفا در جويدن و بلعيدن نيست و ظرافت‌ها و ظرفيت‌هاي هنري و زيبايي شناختي هم دارد.