‌ما در فضاي مجازي دير شروع كرديم و خيلي عقبيم

اين درست نيست كه فقط طلبه را تشويق به وبلاگ‌نويسي كنيم ولي شرايط را براش مهيا نكنيم و موانع را از جلوي پاهايش برنداريم؛ بگویيم برو وبلاگ‌نويسي كن و بعد طلبه را به حال خودش رها كنيم تا خودش همه چيز را تجربه كند و كم كم ياد بگيرد‌! بايد متوجه باشيم كه: «‌ما در فضاي مجازي دير شروع كرديم و خيلي عقبيم‌».

از "يادش‌بخير" ها صحبت مي‌كند؛ از زمان شاگردي‌اش تا درس‌هايي كه دارد پس مي‌دهد. از انديشه‌هايش تا علاقه‌مندي هاي شخصي‌ش تا ببيند "طبق گفته‌ي خودش" چند مرده حلاج است. كيوان عزتي را اگر كليك كند مطمئنا با وبلاگ آشنايي روبرو مي‌شويد. طلبه‌ي فعالي كه با او به گفتگو نشستيم بدون يك استكان چاي داغي.

از يك استكان چاي داغ بگوييد. چند ساله است؟ چه شد كه بوجود آمد؟
اولين پست «‌يك استكان چاي داغ‌» روز 22 آذر 1386 ثبت شد. با يك حساب سرانگشتي الان 2 سال و 8 ماه و چند روزه ا‌ست. دليل تولدش هم احساس وظيفه اي بود كه آن موقع روي دوشم سنگيني مي‌كرد‌، و آن چيزي نبود جز خلأ حضور جدي روحانيت در فضاي مجازي. البته آن موقع من يك وبلاگ‌نويس تازه كار نبودم‌، از دو سال قبل‌تر مي‌نوشتم اما وبلاگ اولم يك وبلاگ شخصي و احساسي بود با محوريت مسائل عارفانه و با مشتري‌هاي مخصوص به خودش و بالطبع براي شروع يك كار جدي مذهبي و سياسي مناسب نبود. اينطور بود كه جرقه ي «‌يك استكان چاي داغ‌» در ذهنم زده شد.

خيلي از طلاب بدون عنوان طلبه‌بودن وبلاگ‌نويس شدند. شما اينطور راحت نبوديد؟
اتفاقا در وبلاگ اولم ناشناس بودم‌، و همين به من كمك كرد كه بفهمم كار كردن با اسم و رسم واقعي خيلي بهتر است.  شناخته شده بودن براي يك روحاني در اينترنت باعث مي‌شود كه جوان‌ترها خيلي زودتر و بيشتر به او اعتماد كنند‌، اين گرايش جوان‌ها را به خوبي مي‌شود در وبلاگ‌ها و سايت‌هاي روحانيون شناخته شده ديد‌.

بعنوان كسي كه تجربه‌ي وبلاگ‌نويسي داريد، ضرورت وبلاگ طلبگي يا طلبه‌ي وبلاگ‌نويس راچطور مي‌بينيد؟
من ضرورت وبلاگ نويسي را تا حد وجوب براي اهلش مي بينم. اگر وظيفه‌ي مهم طلاب و روحانيون را پاسداري از مرزهاي عقيدتي بدانيم خيلي واضح است كه اين پاسداري فقط شامل فضاي حقيقي نيست و فضاي مجازي را هم شامل مي‌شود و حتي مي‌شود گفت ضرورت اين پاسداري در فضاي مجازي بيشتر است‌، چون خيلي از فتنه‌گرها و راهزن‌هاي دين و‌عقيده كه در جامعه نمي‌توانند بطور‌علني سمپاشي كنند از فضاي مجازي و فرصت ناشناس بودن در آن استفاده مي‌كنند.

طبق گفته‌ي خودتون، مي‌نويسيد تا نشان دهيد چند مرده حلاجيد. فكر مي‌كنيد دراين امر چقدر موفق بوديد؟
گرچه در اين مدت توفيق‌هاي خوبي نصيبم شده است اما با آن هدفي كه براي خودم ترسيم كرده بودم فاصله ي زيادي دارم.  تلاش مي‌كنم تا برسم...

يعني نشانه‌ي چندمرده‌حلاج شدن در وبلاگ‌نويسي چيست؟
ببینید این که من در حجره بنشینم و ادعا کنم که می‌توانم همه‌ی مشکلات را حل کنم خیلی ساده است. باید وارد گود شد و آستین بالا زد و با مشکلات روبرو شد. باید با شبهات مختلف و خوش رنگ و لعاب دست و پنجه نرم کرد. اینجاست که می‌شود فهمید فاصل‌ ی بین تئوری و عمل را.

گويا ارادت خاصي به آيت‌الله مصباح داريد. دليلش شاگردشان بودن است؟ حضرت استاد منظورتان ايشان هستند؟
استفاده از كتاب‌ها و منبرهاي اخلاقي و دروس فلسفي استاد به جاي خود اما ارادتم به حضرت علامه مصباح بيش از اين حرف‌هاست. يك جورايي مي‌شود گفت « ذوب شدن »؛ حتما مي‌دانيد كه مقام معظم رهبري درباره‌ي ايشان چه تعابيري دارند؟ «مطهري زمان‌»، «‌طباطبايي زمان‌» و يا «‌عقبه‌ي تئوريك نظام‌» تعاريف عميقي هستند كه اگر درباره‌ي هركس ديگري هم گفته مي‌شد شايسته بود به آن شخص ارادت بورزيم. شايد بعضي‌ها يادشان رفته باشه اما من هرگز فراموش نمي‌كنم دوره‌ي 8 ساله‌ي حاكميت اصلاح‌طلب‌ها را كه هر روز ده‌ها شبهه‌ي جديد مطرح مي‌شد و كسي كه مثل كوه در برابر اين شبهه‌ها ايستاد و روشنگري كرد حضرت استاد بود، روحي فداه.

البته يك ماجراي خصوصي هم با حضرت استاد دارم كه از نقلش معذورم اما اين ماجرا ارادتم را صدها برابر كرد.

شما چه توصیه‌ای برای رفع شبهات در دوره فعلی داريد؟
باید از کارشناسان فن بیشتر استفاده کرد. ما عقبه ی تئوریک نظام (‌علامه مصباح‌) را از شبکه‌های اصلی تلویزیون حذف کرده ایم‌، ما برنامه‌های روشنگرانه برای نسل جوان در رادیو وتلویزیون نداریم‌، سایت‌های قوی با کارشناسان خبره کمتر از تعداد انگشت‌های یک دست داریم‌، فیلم حضرت یوسف می‌سازیم با کلی اشکالات عقیدتی‌! آن وقت انتظار داریم نسل جوان ما در مقابل شبهات مثل کوه محکم باشد!! حمایت از سایت‌ها و وبلاگ‌های مذهبی باید در دستور کار مسئولان فرهنگی ما باشد. ما هنوز یک سایت قوی و مذهبی که فضای وبلاگ به مذهبی‌ها ارائه کند نداریم و کارهایی که در این زمینه صورت گرفته ضعیف و کم رمق است. اینجاست که سایت بلاگفا به راحتی آب خوردن چندین وبلاگ مذهبی را فیلتر می‌کند و کسی نیست رسیدگی کند!

يكبار مصاحبه‌اي كار كرده بودم با عنوان "وبلاگ نوعي منبر است" شما با اين عنوان موافقيد؟ وبلاگ مي‌تواند منبر باشد؟
چرا وبلاگ منبر نباشد؟ تازه يك منبر پرجمعيت‌تر. من تجربه ي منبر رفتن در مساجد مختلفي را دارم‌، منبرهايي كه با اين كه هرجا منبر مي‌رفتم خيلي مي‌پسنديدند ، شلوغ ترينش به صد نفر نمي‌رسيد ، اما در وبلاگم روزانه بين 300 تا 2000 نفر پاي حرف‌هايم مي‌نشينند‌. من در وبلاگم روزانه پذيراي جوان‌هايي هستم كه مشكلاتشان را كه روشون نمي‌شود حتي به نزديك‌ترين دوستانشان بگويند با من در ميان مي‌گذارند و مشاوره مي‌خواهند. چه‌چيزي از اين بهتر؟! البته اين را هم بگويم كه من يك منبر پرجمعيت تر هم دارم. من مسئول محتواي سايت «‌راسخون‌» هم هستم كه اين سايت در بدترين روزهاش حداقل صدهزار بازديدكننده دارد. پس : چرا وبلاگ منبر نباشد؟

به نظر شما در اين دوره كه پر است از جنگ‌هاي رواني نسبت به اسلام، عقايد مذهبي، حجاب و... وظيفه‌ي يك روحاني در فضاي مجازي براي پاسخ به اين جنگ نرم چيست؟
همان طور كه گفتم مهم‌ترين وظيفه‌ي يك روحاني پاسداري از مرزهاي عقيدتي‌ست. از طرفي هم جذابيت‌هاي زياد فضاي مجازي و گرايش شديد جوان‌ها به آن دشمن را به طمع انداخته كه حالا كه نمي‌شود با حمله‌ي نظامي و جنگ سخت نظام اسلامي را از بين برد‌، صحنه‌ي نبرد را به فضاي مجازي و جنگ نرم بكشانند. روزي نيست كه شاهد تهاجم به مرزهاي عقيدتي دينمان در فضاي مجازي نباشيم‌، از شبهه‌هاي شبه علمي گرفته تا انواع دروغ‌ها و تهمت‌ها و مغالطه‌ها. حالا به نظر شما اگر يك روحاني نسبت به فضاي مجازي و اتفاقات و خبرهايش بي تفاوت باشد وظيفه‌اش را درست انجام داده؟!

آيا طلبه‌هاي حاضر در فضاي نت توانسته‌اند خلأ حضورشان را پر كنند؟
متأسفانه نه! هرچند كه تعداد طلبه‌هاي وبلاگ‌نويس در اين يكي دوساله چند برابر شده است اما هنوز تا وضع مطلوب خيلي فاصله دارد.

فكر ميكنيد دليلش چه بوده؟
شايد يكي از دلايلش اين‌ست كه تا همين نزديكي‌ها هنوز خيلي از مسئولين حوزه درباره‌ي ضرورت حضور طلبه‌ها در فضاي مجازي توجيه نبودند – بماند كه هنوز هم يك عده اي توجيه نيستند – اما تا اين موج بيداري كه كم كم دارد فراگير ميشود اثر كند مدتي طول مي‌كشد.

باید چه کار کنند؟ مانعی گذاشتند؟
ببینید این که از یک طرف به طلبه بگوئیم وبلاگ بنویس اما از طرف دیگر در حوزه‌ها کامپیوتر و اینترنتی نباشد که طلبه با آن کار کند تناقض است. بگوئیم بنویس اما صبح و بعد از ظهر طلبه را با انواع کلاس‌های ضروری و غیر ضروری پر کنیم و ساعتی را برای وبلاگ نویسی در اختیارش قرار ندهیم یک پارادوکس غمناک است. بگوئیم بنویس اما او را تغذیه‌ی فکری نکنیم نمی‌شود. بگوئیم بنویس اما یک بار هم از طلبه‌‌ی وبلاگ‌نویس تجلیل نکنیم و تشویقش نکنیم فایده ندارد. حرف‌های دیگری هم هست که بهتر است به جایش سه نقطه بگذاریم ...

چه پيشنهادي براي مثمرثمربودن حضور طلاب در اين عرصه داريد؟
به نظرم بايد بيشتر روي جنبه‌هاي تئوري و عملي وبلاگ‌نويسي در حوزه كار بشود. لازم ا‌ست براي اين كار دوره‌هايي تعريف بشود تا طلبه‌ها بيشتر آگاه بشوند و وبلاگ‌نويسي حرفه‌‌اي را هم ياد بگيرند. اين درست نيست كه فقط طلبه را تشويق به وبلاگ‌نويسي كنيم ولي شرايط را براش مهيا نكنيم و موانع را از جلوي پاهايش برنداريم؛ بگویيم برو وبلاگ‌نويسي كن و بعد طلبه را به حال خودش رها كنيم تا خودش همه چيز را تجربه كند و كم كم ياد بگيرد‌! مي‌شود با آموزش اين مسير را كوتاه كرد و زودتر طلبه را به بازدهي رساند. بايد متوجه باشيم كه: «‌ما در فضاي مجازي دير شروع كرديم و خيلي عقبيم‌».


تاریخ:1389/5/30
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
وبلاگ / وبسایت:
متن نظر:





روح الله رفیعی;
استاد ما تکه
صادق سیفی;
استاد ای والله شاهکاره...
توصیه رهبر انقلاب درباره ورود به عرصه‌های نوین تبلیغی
بیانیه جمعی از وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی
آغاز ثبت‌نام اردوی سه‌روزه وبلاگ‌نويسان عفاف و حجاب
صدور مجوز فعاليت‌ براي پايگاههاي ثبت شده در طرح ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي
گزارش تصویری : شورای سياست‌گذاری همايش وبلاگ‌نويسان «عفاف و حجاب»
اردوی سه‌روزه وبلاگ‌نويسان عفاف و حجاب برگزار می شود
امام جمعه مشهد: امروز ميدان جهاد في سبيل‌الله، فضاي مجازي است
انتشار پوسترهای عاشورا به زبان عربی و انگلیسی
اولین جشنواره تحت وب با موضوع نفاق برگزار می‌شود
وقتی بلاگرهای ایرانی، خواب خوش ضدانقلاب در اینترنت را آشفته می‌کنند