فقط خداست که ميداند وزن دعاي پاک و خالص چقدر است.
به گزارش «طلبه بلاگـ» به نقل از ايسنا، در ادامه مطلب وبلاگي به نشاني http://moonlight_77.persianblog.ir آمده است: زني با لباسهاي کهنه و نگاهي مغموم، وارد خواروبار فروشي محل شد و با فروتني از فروشنده خواست کميخواروبار به او بدهد.
وي گفت که شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند، کودکانش هم بيغذا ماندهاند.
فروشنده به او بياعتنايي کرد و حتي تصميم گرفت بيرونش کند. زن نيازمند باز هم اصرار کرد. فروشنده گفت نسيه نميدهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به فروشنده گفت: ببين خانم چه ميخواهد خريد او با من.
فروشنده با اکراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم!
- فهرست خريدت کجاست؟ آن را بگذار روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر!
زن لحظهاي درنگ کرد و با خجالت، تکه کاغذي از کيفش درآورد و چيزي روي آن نوشت و آن را روي کفه ترازو گذاشت.
خواروبار فروش از سرناباوري، به گذاشتن کالا روي ترازو مشغول شد تا آنکه کفهها با هم برابر شدند.
در اين وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوري، تکه کاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است.
روي کاغذ خبري از فهرست خريد نبود، بلکه دعاي زن بود که نوشته بود: اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري، خودت آن را برآورده کن.
زن خداحافظي کرد و رفت و با خود انديشيد: فقط خداست که ميداند وزن دعاي پاک و خالص چقدر است...
تاریخ:1388/12/17
پست الکترونیک:
وبلاگ / وبسایت:
متن نظر: