رسانه‌ی انقلابی، انقلاب رسانه‌ای

من فکر می‌کنم که رسانه‌های ما باید منطبق بر مسیری باشند که مقام معظم رهبری چند بار آن را تذکر داده‌اند. ما باید در این حوزه کاملاً فعال باشیم به عبارتی؛ رسانه‌های ما باید فعال عمل کنند ببینید دنیایی که ما در آن حضور رسانه‌ای داریم به ما امکان سکوت نمی‌دهد، به ما امکان انفعال نمی‌دهد، به ما امکان سانسور نمی‌دهد!

«وحید یامین‌پور» شاید نامی باشد که این‌روزها به موازات حاشیه‌ها و بازتاب‌های ایجاد شده در مباحث مهمانان برنامه‌ی «دیروز، امروز، فردا» در رسانه‌ها، انتقادات از او هم مطرح شده باشد، اما آن‌چه که ما را برای گفت‌وگو با او مشتاق کرد تنها اجرای او در این برنامه و یا صراحتش در بیان اعتقادات و افکارش که گاه او را در معرض گمانه‌زنی برخی رسانه‌ها قرار داده است، نبود که ما او را فراتر از سمت‌هایی چنین یافتیم!

یامین‌پور جوان بیست و نه ساله‌ای‌ست که پله‌های پیشرفت و مطرح شدن را سریع‌تر از گذشت سال‌های عمرش طی کرده است و اگر کمی - به دور از چشمی جناحی و البته مغرضانه!- به سوابق و فعالیت هایش دقت کنیم در خواهیم یافت که در هر مقطع زمانی با توجه به نیاز فرهنگی و یا سیاسی در حوزه‌ی فعالیتش، فعالانه حاضر می‌شده است و البته که اراده‌ی انقلابی‌ او حتا با اخراج از حوز‌ه‌ی فعالیتش، مختل نمی‌شود و امروزی را از او می‌سازد که با همه‌ی سختی‌ها، در جهت روشن‌گری مسائل روز تلاش می‌کند!

و شاید همین‌هاست که وقتی می‌گویدمان؛ "بی‌طرف سیاسی است اما از طرف مردم در برنامه حاضر می‌شود" به زودی باورمان می‌‌شود. که او سابق بر این نیز منطق بی‌طرفانه‌ی سیاسی‌اش را به اثبات رسانده است؛ آن‌جایی که لازم می‌بیند حتا از "میرحسین موسوی" هم دفاع بکند و این یعنی او تصویری روشن از وقایع اتفاق افتاده در ذهن دارد و می‌شود به او اعتماد کرد!

ضمناً مصاحبه با  صاحب وبلاگ «کیستی ما» را وقتی شروع کردیم که آقای دکتر چند دقیقه‌ای می‌شد که کلاس درسش را در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به اتمام رسانده بود... و این‌هم ماحصل گفت وگوی ما در یک عصر نسبتاً سرد اما نزدیک به بهار!

***

آقای یامین‌پور! چه طور می‌شود آن عده‌ای که تا دیروز شعار "دانستن حق مردم است" را سرلوحه‌ی تمامی عمل‌کردها و یا همان شعارهای‌شان قرار داده بودند، امروز "نداستن" را حق مردم می‌دانند؟ و یا آن "دانستن"ی را حق مردم می‌دانند که در رسانه‌های خودشان و از زبان خودشان بازگو شود؟
بسیاری از عناصر حاکمیت دموکراتیک در ایران برای یک جناح سیاسی فقط در حد یک شعار قابل استفاده بوده است. البته خب بسیاری هم صادقانه به شعارهایی که می‌دادند وفادار بودند ولی این حقیقت رو نمی‌شود منکر شد که بسیاری از این شعارها زمینه‌ای برای سوء استفاده‌ی سیاسی، به ویژه برای فراهم کردن یک فضای هیجانی بود، ببینید کسانی که از هیجان‌های کاذب سود می‌رند هیچ‌وقت از فضای آرام روشن‌گرایانه، حمایت نخواهند کرد. و تصور من این است شعار دانستن حق مردم است؛ شاید بیشتر برای آن‌ها برای ایجاد یک فضای آشوب زده سیاسی به کار آید تا یک روشن‌گری عمومی!

 البته از آن طرف هم ما گاهی شاهد این هستیم که این‌طور فضاسازی‌ها گاهی با جذابیت‌های زیادی برای مخاطبین موافق‌شان و گاه حتا مخالفان‌شان هم روبه‌رو می‌شود گر چه شاید این تا حدی بر می گردد به روش سکوت خبری رسانه‌های فعالِ انقلابی ما در مقابل برخی از رویدادها، حال به نظر شما وظیفه رسانه‌های انقلابی در میان این فضاسازی‌های دروغین رسانه‌های این‌چنین، چیست؟
من فکر می‌کنم که رسانه‌های ما باید منطبق بر مسیری باشند که مقام معظم رهبری چند بار آن را تذکر داده‌اند. ما باید در این حوزه کاملاً فعال باشیم به عبارتی؛ رسانه‌های ما باید فعال عمل کنند ببینید دنیایی که ما در آن حضور رسانه‌ای داریم به ما امکان سکوت نمی‌دهد، به ما امکان انفعال نمی‌دهد، به ما امکان سانسور نمی‌دهد! مخاطبان ما با انبوهی از تیترهای خبری داخلی و خارجی مواجه هستند. آن رسانه‌ها به چشم یک خریدار به مخاطبین نگاه می‌کند و این گونه آن‌ها را انتخاب می‌کند و گاهی بسیار فعالانه در مواجه با آن‌ها وارد یک داد و ستد اطلاعاتی می شود. ما در یک بازار بسیار شلوغ رسانه‌ای حضور داریم و باید جنس دسته اول داشته باشیم تا مخاطبان‌مان را از دست ندهیم باید فعال باشیم در حوزه رسانه. اصلاً امکان سکوت و انفعال رای ما وجود ندارد. انفعال و سکوت یعنی از بین رفتن، یعنی از دور خارج شدن ما.

 چه‌قدر در این زمینه و با این دغدغه‌ها، تا به امروز در رسانه‌های داخلی فعالیت داشته و سکوت پیشه نکرده‌ایم؟
کارهای بزرگی در این حوزه انجام شده است. ما یک زمانی در عرصه بین‌الملل هیچ حرفی برای زدن نداشتیم و فقط مواضع جمهوری اسلامی زبان ما بود. ولی الآن ما چند شبکه ماهواره‌ای داریم امروز ما در منطقه شبکه‌هایی را داریم که این‌ها تعیین کننده هستند و بسیاری از شبکه‌های بین‌المللی را همین شبکه‌های ما به چالش انداخته است. ما العالم  و پرس تی‌وی را داریم. من مقاله‌ای را چند وقت پیش می‌خواندم؛ در یکی از نشریات امریکایی به شدت نسبت به نقش فزاینده و اثرگذار پرس تی‌وی در امریکا و اروپا، به رسانه‌های غربی تذکر داده بود.

ما شبکه‌هایی مثل الکوثر را داریم. ما رادیوهایی داریم  که به چندین زبان نگاه جمهوری اسلامی را منتقل می‌کند. در هر صورت نسبت به گذشته خیلی جلو هستیم ولی نسبت به موقعیت مطلوب‌مان، قطعن فاصله داریم. اگر هم نگاه مسئولان فرهنگیِ رسانه‌ای ما، نگاه انس با امام خمینی و صدور انقلاب باشد و نگاهی که مقام معظم رهبری در رابطه با آن در حوزه فعال بودن رسانه‌ها  داشته و دارند؛ تبعا باید تلاش ما در این حوزه چند برابر باشد. البته در عرصه ی داخلی من به عنوان یک مخاطب این را خیلی مطلوب نمی‌دانم و انتظار دارم وقتی که به کیوسک‌های روزنامه فروشی مراجعه می‌کنم در حوزه رسانه‌های مکتوب‌مان، پیشرفت‌های چشم‌گیرتری را ببینم. متأسفانه فعالیت رسانه‌های داخلی خیلی دندان‌گیر و مطلوب نیست. من فکر می‌کنم در فضای رسانه‌ای ایران؛ رسانه‌های مکتوب ما خیلی از آن‌چه که باید اثرگذاری داشته باشند، فاصله دارند.

با توجه به این‌که شما تعریفی متعالی در باب رسانه‌ی انقلاب دارید؛ خودتان برای برنامه‌هایی که در یکی از همین رسانه‌های داخلی داشته‌اید، مثلاً دیروز، امروز، فردا و یا ایران 88 تا چه اندازه این نوع دیدگاه‌تان را اعمال می‌کردید؟
من احساس کردم باید مخاطب‌مان را جدی‌تر بگیریم. باید مخاطب‌مان را به‌تر از قبل بشناسیم. تصورم این بود در آغازی که این برنامه را شروع کردیم به خصوص برنامه دیروز، امروز، فردا، بسیاری از حرف‌هایی که ما تا کنون به خصوص در ایام دهه فجر راجع به انقلاب و تفکر امام زدیم نگاه دقیق و در واقع منطبق با آن‌چه که باید باشد، نبوده است. ما نیاز به یک روح تازه‌ای داشتیم نیاز داشتیم بیش از آن‌که گزاره‌ها را منتقل کنیم یک حس را،  یک نگاه را و یک انگیزه انقلابی را منتقل بکنیم لذا تلاش‌مان این بود که جنس مهمان‌هایی که در برنامه دعوت می‌شوند و البته جنس سؤالاتی هم که در برنامه طرح می‌شوند و حتا جنس میان برنامه‌هایی هم که در طول برنامه چه از صحبت های حضرت امام چه دیگر میان برنامه‌ها که راجع به حوزه تاریخ انقلاب وقتی پخش می‌شود جنسی متفاوت از قبل باشد، این‌ها با نگاه و خواست و نیاز جوان امروز بیش از پیش نزدیک است.

و البته آمار هم نشان می‌دهد که این تصور شما که به تصویر هم آمد، با استقبال خوبی از سوی مردم و خاصه جوانان روبه‌رو شد، اما این استقبال در بدنه‌ی خود رسانه‌ی سیما و هم‌راهی‌اشان با شما چه‌طور بود؟
ما از طرف مردم در واقع با یک اقبال و استقبال و حمایت غیرقابل پیش‌بینی مواجه شدیم. واقعن پیش‌بینی نشده بود. از حد تصور و توقع ما بالاتر بود و این خیلی به ما پشت گرمی داد، خیلی برای ما در واقع احساس قوی مقاومت ایجاد کرد. از طرف مدیران ارشد صدا و سیما هم انصافا هدایت شدیم و برای افق‌هایی که ما ترسیم کرده بودیم، آن‌ها ضمن هم‌راهی، نیازهای ما را هم فراهم کردند. ما در این دو حوزه مشکلی نداشتیم و در امان بودیم اما آن چیزی که شاید ما را یک مقداری در مضان توقیف قرار داد و یا برای ما مشکل ایجاد کرد؛ فشارهای برخی جریان‌های سیاسی بود، نمی‌خواهم محدودش کنم به یک جریان سیاسی اما واقعاً بعضی نخبه‌گان سیاسی از طریق رسانه‌های‌شان از ما چیزهایی را مطالبه می‌کردند و سهم‌هایی را می‌خواستند که فراهم کردنش برای ما غیرممکن بود و اساساً توجه بیش از حد به خواسته‌های آن‌ها به معنای عوض کردن مسیر اصلی برنامه‌ها بود! ما بیش‌تر از طرف نخبه‌گان سیاسی و برخی چهره‌های سیاسی تحت فشار بودیم تا از جانب‌های دیگر.

 خب همین بعضی نخبه‌گان هم که با عدم حضورشان به نوعی مشکل‌شان را با این برنامه نشان می‌دادند پس دیگر به دنبال چه نوع خواسته‌هایی بودند؟
آن‌ها در واقع در صدد بودند برنامه مطابق با آن‌چه که آن‌ها علاقه‌مند بودند اداره شود و ادامه پیدا کند. شما ببینید مثلاً یک روزنامه یا سایتی به طور روزانه هر روز چندین یادداشت، مقاله و مصاحبه درباره جزئیات مختلف برنامه ما منتشر می‌کرد. البته این حق آن‌هاست ولی وقتی حجم کثیری از این‌ها راجع به برنامه‌ها تولید می‌شود تبعاً تمرکز ما را بهم می‌زند و عملاً روی مسیری که ما داریم حرکت می‌کنیم اثر می‌گذارد. البته ما خیلی نگاه‌مان و تلاش‌مان این بوده که علی‌رغم اطلاع پیدا کردن از همه‌‌ی جهت گیر‌ی‌ها، نگاه‌ها و انتقادهای جریان‌های سیاسی، راه خودمان را ادامه بدهیم.

 حالا این راه هم‌چنان ادامه دارد دیگر؟
بله! ما همین هفته سری جدید رو به فردا را شروع خواهیم کرد، یعنی  از همین پنج‌شنبه آغاز خواهد شد.

 با همان روی‌کرد قبلی یا شاهد تغییراتی هم خواهیم بود؟
تلاش‌مان این بوده که در ساختار و محتوا یک مقداری فضا را کامل‌تر بکنیم. تآکید بیش‌تری بر پی‌گیری موضوعات و مسائل خاص در مناظره‌ها داشته باشیم. هر چه گویی و در واقع همه گویی صورت نگیرد. خرف‌های پراکنده خیلی مطرح نشود و حرف‌ها هدف‌مند شده باشد.

و هم‌چنان با وجود مشخص بودن خط و مشی‌تان، سعی بر اجرای بی‌طرفانه در این برنامه را دارید؟
البته من سعی می‌کنم بی‌طرف سیاسی باشم ولی من طرف هستم؛ طرف مردم و نظام! من سعی می‌کنم به عنوان نماینده‌ مردم در برنامه حاضر بشوم و سؤالاتی را اگر مطرح می‌کنم از جانب مردم از نخبه‌های سیاسی مطرح شود و این به یک معنا بی‌طرفیِ صحیح و به یک معنا نه طرفداری از یکی از دو نفری که در برنامه هستن، می‌باشد و فکر می‌کنم این معنایش روشن باشد.

فکر نمی‌کنید با همین معنای روشن هم، عاقبت طرف مقابل، شما را متهم به دفاع از طرف مقابل خودش، بکند؟
این‌ یک مسئله ی طبیعی است بلآخره هر کسی در ایران یک سلیقه سیاسی دارد هر مجری که در رادیو و تلویزیون وجود دارد هم به یک نفری رای داده است. باید پرسید؛ بی‌طرف یعنی چی؟ یعنی به کسی رای نداده باشد؟ یا رای سفید داده باشد؟ کسی که سلیقه سیاسی نداشته باشد؟ طبیعی‌ست هر کسی در هر برنامه‌ی سیاسی که حاضر می‌شود ممکن است نظرش با نظر مجری نزدیک‌تر باشد. مهم این است ما از برنامه آن چیزی را که به مردم ارائه می‌کنیم یک بحث قابل استفاده‌ای باشد که گره‌ای را از تحلیل سیاسی آن‌ها باز بکند و سطح تحلیل آن‌ها را عمیق‌تر بکند. رعایت عدالت یعنی رعایت آن چیزی که به حق نزدیک‌تر است من تعریفم این است.

حالا اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه بکنیم، این سؤال ایجاد می‌شود که؛ آیا ما اصلاً رسانه‌ی بی‌طرف داریم؟
به نظر من ممکن نیست. ادعای بی طرفی لآاقل در علم ارتباطات امروز یک ادعای گزاف و غیرعلمی تلقی می‌‌شود.

درست مثل ادعایی که بی.بی.سی و یا سی.ان.ان، با همه‌ی عمل‌کردهای آشکارشان، دارد، این‌طور نیست؟
من فکر می‌کنم ساده لوحان ممکن است چنین شعاری را باور کنند گر چه؛ با فضاحت‌هایی که این رسانه‌های بین المللی درست کردند ساده لوحان هم چنین ادعایی را باور نخواهند کرد! ضمن این‌که ارتباطات سازمان‌دهی شده رسانه‌هایی مثل بی.بی.سی با سازمان‌های جاسوسی و دست‌گاه سیاست خارجی دولت‌هایی مثل انگلستان کاملاً روشن است و اصلاً من فکر نمی‌کنم ما باید برای اثبات بی طرفی این‌ها دنبال دلیل بگردیم چرا که طرف‌داری و جناح‌زدگی و قصد و منظورهای بسیار روشنی در ادبیات و تصاویر شبکه‌های بین‌المللی به چشم می‌خورد. البته نکته‌ای هست آن هم این‌که؛ این هم در واقع از خاصیت انقلاب ماست که دشمنان خیلی زود خودشان را افشا میکنند.

ببینید بی.بی.سی فارسی در آغاز راه خیلی حرفه‌ای وارد کار حوزه‌ی رسانه‌ای شد ولی با نزدیک شدن به انتخابات به یک‌باره دچار دستپاچه‌گی شدیدی شد این دستپاچه‌گی ماهیت حقیقی بی.بی.سی را خیلی زودتر از آن‌چه ما فکر می‌کردیم افشا کرد. و خود آمارهای مراکز نظرسنجی امریکا و انگلستان هم نشان می‌دادند که بی.بی.سی فارسی و شبکه‌های شبیه آن در ایران کم‌تر از ده درصد مخاطب دارند. و این مخاطبان لزوما هم‌گرا با نیات سیاسی این شبکه‌ها نیستند. از نظر من اثرات سیاسی شبکه‌های بین‌المللی بسیار کم‌تر از آن چیزی‌ست که ما در معادلاتمان وارد می‌کنیم.

با صراحت می‌گویم؛ ما باید بیش‌تر نگران شبکه‌های فرهنگی رسانه‌های بین‌المللی باشیم تا شبکه‌های سیاسی شان! من شبکه هایی که فیلم پخش می‌کند، شبکه‌هایی که فیلم را با زیرنویس فارسی یا دوبله فارسی پخش می‌کند، شبکه‌هایی که خیلی کاری به سیاست ندارد ولی درگیری‌های فرهنگی اجتماعی هنری دارد، این‌ها را بسیار بسیار قابل توجه‌تر و نگران کننده‌تر از شبکه های سیاسی می‌دانم. شبکه‌های سیاسی سی سال است که هیچ کاری را نتوانستند در ایران از پیش ببرند و تلقی من این هست که هیچ وقت هم نخواهند توانست ولی شبکه‌های فرهنگی چه بسا به تدریج مثل موریانه بتوانند بعضی ستون‌های ما را بجوند و اتفاقاتی را در ایران رقم بزنند.

 برای مقابله با این نگرانی چه باید کرد؟
این یک کارزار است. بخشی از این کارزار هم حضور فعال است. ما باید غیر از پاتک زدن و خنثی کردن و دفع حمله کردن برای حوزه رسانه‌ای و هنری و فرهنگی کشورمان به طور ایجابی برنامه‌هایی را تولید کنیم. ما باید ایده تولید کنیم، برنامه تولید کنیم باید سریال تولید کنیم باید تحلیل سیاسی تولید بکنیم. ببینید ما باید الان سهم رسانه‌های مان را یک به یک بشناسیم. ما تا قبل از این، سهمی برای رسانه‌های دیجیتال، رسانه‌های فضای سایبر، قائل نبودیم ولی ماجراهای چند ماه اخیر نشان داد که این رسانه‌ها سهم بسیار جدی و متنابهی را دارند. شبکه‌های اجتماعی که در فضای سایبر تولید می‌شود خیلی اثرگذارند ما این سهم‌ها را باید بازشناسی کنیم و برای‌شان برنامه داشته باشیم. این درست است که یک نهاد فرهنگی می‌آید و به درستی بخشی از سایت‌های مستهجن رو منحل میکند اما باید برای تولید سایت‌های معتبر بیش‌تر تلاش کرد.

 خب حالا که رسیدیم به فضای سایبری، بد نیست کمی هم از حضور شما در این محیط صحبت کنیم. و این‌که چه‌طور می‌شود طبق نوشته‌ی شما در "کیستی ما"، مبتلا به سیاست بود ولی اهل سیاست نبود؟
ببینید، سیاست یک سپهر ویژه است که مختصات و ابعاد خودش را دارد بعضی‌ها شغل‌شان سیاست می‌شود و زندگی‌شان آمیخته است با قواعد سیاسی، این‌ها طبیعی‌ست که روحیات خاص خودشان را دارند مثل هر حوزه‌ی دیگری؛ مثل حوزه هنر، رسانه و یا حوزه های فرهنگی. من آن‌چنان که از خودم شناخت دارم بیش‌تر جنسم جنس فرهنگی و رسانه است تا جنس سیاسی! منتها هر کسی که در واقع ادعای انقلابی بودن  و  ادعای پیرو بودن از حضرت امام را هم دارد باید سهم سیاسی عمیق و دقیقی داشته باشد یا همان که مقام معظم رهبری از آن با تعبیر بصیرت استفاده کردند.

ما ناچاریم با موضوعات سیاسی کلنجار برویم. ناچاریم از اتفاقات سیاسی سر در بیاوریم. ناچاریم چهره‌های سیاسی را به دقت بشناسیم؛ این عین تکلیف ماست هر چند که بخشی از این اتفاقات برای‌مان ناخوش‌آیند باشد.

 کمی هم به قبل‌تر برگردیم، به بهمن 87؛ به روزی که شما وبلاگ‌تان را با این تیتر "باید از میرحسین دفاع کنیم" به روز کردید!
من در آن مقاله یک نکته‌ای را تذکر داده بودم. در واقع به روشنی برای من  اثبات شده بود که جریان‌های سیاسی رادیکال از آقای میرحسین موسوی سوء استفاده بکنند و بر موجی که ایشان می‌تواند اغاز کرده و به راه بیاندازد سوار بشوند و دقیقاً این را در مقاله‌ای در حدود 5 یا 4 ماه پیش از انتخابات نوشتم و نوشتم که از آقای میرحسین موسوی با شناختی که داریم‌شان، باید ازشان دفاع کرد تا در این دام‌ها گرفتار نشوند.

البته در همین نوشته یک تذکری را هم داده بودم که بعضی‌ها را ناراحت کرد؛ نوشتم آقای میرحسین موسوی با توجه به شناختی که ما ازشان داریم یک جاهایی از خودشان ضعف نفس نشان دادند. نباید بگذاریم باز هم از این ضعف نفس، دیگران سوء استفاده بکنند.

 و همین سوء استفاده، امروز چنین شخصیتی را از میرحسین موسوی می‌سازد؟
دقیقاً شما می‌بینید که ما آن چیزی را که تذکر داده بودیم و نگرانش بودیم، خیلی به سرعت اتفاق افتاد. البته تحلیل ها متفاوت است و در این باب کم هم تحلیل ارائه نشده است.

من فقط آرزویم این هست که روند انقلاب طوری طی بشود که لآاقل مایی که فرزندان انقلاب به حساب می‌آییم کم‌تر شاهد از دست دادن سابقه‌دارهای نظام باشیم.

 پس می‌توان به جای سؤالی که شما در یکی از برنامه‌های‌تان مطرح کردید و پرسیدید: "آیا انقلاب فرزندان خود را می‌خورد" حالا من از شما بپرسم؛ "آیا فرزندان ناخلف انقلاب درصدد خوردن انقلاب نیستند؟"
تاریخ اسلام این‌ها را به ما نشان داده است. ما خیلی خالی الذهن نیستیم از چنین اتفاقاتی؛ ماجرای ایستادن انقلابی‌های پشیمان در برابر جریان اصلی انقلاب، اتفاقی‌ست که هم قابل پیش بینی بوده و هم در ادبیات دینی ما و ادبیات سیاسی ما وجود دارد و کسانی که مختصری آشنایی با تاریخ اسلام و انقلاب دارند به کرات چنین اتفاقی را دیده‌اند. هر چند این اتفاق اتفاق تلخ و ناخو‌ش‌آیندی‌ست ولی جز واقعیات انقلاب ماست!

 و در آخر این‌که؛ نگران این نیستید همان اتفاقی که در رادیو برای‌تان افتاد، در صدا و سیما هم اتفاق بیافتد؟
تصور من این هست که صدا و سیمای ما روز به روز پخته‌تر و کامل‌تر می‌شود و به همان چیزی که شایسته تفکرات انقلاب اسلامی و چهره‌ی انقلاب اسلامی است نزدیک تر می‌شود‌. تا این مدتی که این برنامه را اجرا و  اداره کردم چنین نگرانی جدی ای نداشتم.


لیلا سادات باقری

تاریخ:1388/12/6
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
وبلاگ / وبسایت:
متن نظر:





عظیم حسینی;
ادما باید منطقی باشند وانتقاد÷ذیر وبشریت را احترام بذارند چون خدا همه بنده هایش را دوست دارد اگربخواهیم خدا از ما راضی باشد باید بانیات ÷اک به بنده هی خدا خدمت کنی که شرط اول ان ازخودگذشتگیست به امید ان روز
parisa;
khaste nabashid soalat kheily sanjide va pokhte bood mamnoon
توصیه رهبر انقلاب درباره ورود به عرصه‌های نوین تبلیغی
بیانیه جمعی از وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی
آغاز ثبت‌نام اردوی سه‌روزه وبلاگ‌نويسان عفاف و حجاب
صدور مجوز فعاليت‌ براي پايگاههاي ثبت شده در طرح ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي
گزارش تصویری : شورای سياست‌گذاری همايش وبلاگ‌نويسان «عفاف و حجاب»
اردوی سه‌روزه وبلاگ‌نويسان عفاف و حجاب برگزار می شود
امام جمعه مشهد: امروز ميدان جهاد في سبيل‌الله، فضاي مجازي است
انتشار پوسترهای عاشورا به زبان عربی و انگلیسی
اولین جشنواره تحت وب با موضوع نفاق برگزار می‌شود
وقتی بلاگرهای ایرانی، خواب خوش ضدانقلاب در اینترنت را آشفته می‌کنند