وبلاگ نویسانی که از ونوس نیامده اند!

چند طلبه‌ي خانم كه با فضاي اينترنت هم آشنا هستند، در وبلاگ «طلبه‌هاي ونوسي»
دور هم جمع شده اند و از خاطرات و اتفاقات روزانه مي‌نويسند، از اينكه از كجا آمده‌اند
 و به كجا خواهند رفت...

«دختراني هستيم مثل دريا مواج مثل طوفان سيال مثل باران سرشار و به قول سهراب تکه ناني داريم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي، چون شما ياراني همه همراه در اين راه دراز! دست در دست نهاديم به مهر تا بلاگي شود آباد ز آثار سراسر فرياد!!!»

چند طلبه‌ي خانم كه با فضاي اينترنت هم آشنا هستند، در وبلاگ «طلبه‌هاي ونوسي» دور هم جمع شده اند و از خاطرات و اتفاقات روزانه مي‌نويسند، از اينكه از كجا آمده‌اند و به كجا خواهند رفت! اصلا چرا آمده‌اند؟ و مانند بسياري از وبلاگ‌هاي گروهي اين تعداد كم يا زياد شده است، از اين رو، تمام نويسندگاني كه هر از گاهي مطلبي نوشته و رفته اند را در قالب مدير وبلاگ «دختران طلبه» و نويسنده‌اي كه در حال حاضر پست مي‌گذارد به نام « هليا ونوسي» نامش زيور نويسنده وبلاگ است.

خانم زهرا دهقاني كه با نام «وفا ونوسي» در اين وبلاگ يادداشت مي‌نويسد، در مصاحبه‌ اي كه با طلبه‌بلاگ داشتند، اين هدف را اينگونه بيان مي‌كنند: «با این هدف که ذهنیتی را که مردم از خانم های طلبه دارند، عوض کنیم، چون اکثرا فکر می‌کنند طلبه‌ها يك سري انسان‌هاي عقب مانده از تمدن روز هستند، اما اهداف بعدي‌مان اين بود كه وقتي مخاطب مشخص شد، طيف اصلی وبلاگ را شروع مي‌كنيم و در مورد همه چیز می‌نويسیم و هم اكنون نيز خواننده‌های ما را عام تشکیل می‌دهند نه يك گرو خاص، يعني افرادي كه چندان تقيد ديني هم ندارند نيز مخاطب ما هستند و براي همين هم نمي‌توان از لحاظ فقهي بعضي مسائل را مطرح كرد، مثلا اينكه چرا حجاب خوب است، بگوييم چون خدا گفته‌، طیف وبلاگ الان مشخص شده و ما كم كم دست روي بعضي مسائل گذاشته‌ايم، مسائلي مثل زنان، فمنیست، سیاست و...»

اين وبلاگ از يك سال و نيم پيش شروع به فعاليت كرده‌است و هر ماه حداقل دو پست جالب، جديد و متناسب با حال و هواي روز جامعه را قرار مي‌دهد.

پست‌ها كوتاه و جذاب هستند و نكته‌ي جالب در «طلبه‌هاي ونوسي» اين است كه از حاشيه كم كرده‌اند و اصل مطلب را بيان كرده و تحليل كوتاه آن باعث مي‌شود كه خواننده نيز در جريان فكري مطلب قرار گيرد و ذهنش حتي شده چند لحظه درگير آن باشد.

به جاي مادر
به گل فروشي رفتم تا براي ديدن يکي از دوستانم دسته گلي بخرم .
من بودم، يک پسر جوان، و يک خانم ميانسال!

خانم ميان سال دستش را گذاشت روي چند شاخه گل و به فروشنده گفت :
 "آقا اگه زحمتي نيست اين گل ها رو برام بپيچيد، پسرم چند وقت بود حالش بد شده بود امروز بهتر شده ميخوام براش گل بخرم"

پسر جوان که آن طرف تر گل ها را نگاه مي‌کرد، زير لب گفت:
"ما اگه زير تريلي هم بريم مادرمون اينطوري بهمون محبت نميکنه!"

دلم براي پسرک سوخت که چرا اينگونه نگاهش را به جرعه اي از محبت مادرانه دوخته؟! به خودم گفتم اين همه در مورد محبت مادري و فداکاري شان گفته‌اند.

با اين حال چطور شده که زن‌ها و مادران امروز ما اينطور از نقش‌شان و طبيعت زنانه شان فاصله گرفته‌اند؟! ...


آرشيو را براساس موضوع خاصي دسته‌بندي نكرده‌اند و بخشي از مطالبي كه تا به حال كار شده‌‌است: «ونوسي‏ها آمدند، شير صفتان، جامعة الزهرا از نگاه دوربين، مزاحم، سرويس جامعه الزهرا، عزاداري مدرن، سفينه مان تا چند روزي روي زمين نخواهد نشست...، هر عيب که هست از مسلماني ماست، حجاب و ترک خودآرايى در انظار عموم، از شادى تا اندوه، اهانت تا کجا، به جاي مادر، دلم جنوب مي خواهد، براي خودم شخصيت قائلم، كارشناسي ارشد، صدايي که من را زمين گير کرد، مبلغ کوچولو، لطفا به انشاي نانوشته تان ننازيد و ...»

نظرات يادداشت‌ها نشان مي‌دهد كه ونوسي‌ها پيگير نظرات خوانندگان هستند و هرجا كه كسي سوالي داشته باشد، ايرادي و اشكالي را مطرح كرده باشد، حرفي زده باشد، جواب مي‌دهند و نمي‌گذارند سوال بي‌پاسخ بماند.

از ديگر مزاياي جالب اين وبلاگ، قالب آن است كه به رنگ مورد علاقه‌ي دختر خانم‌ها، صورتي است و اگر شما با فضاي وبلاگ آشنا نباشيد، هيچگاه به ذهنتان هم نمي‌رسد كه اين وبلاگ براي چند خانم طلبه است.

عكس‌هايي كه به تناسب در متن‌ها به كار رفته نيز بر محتواي بيش از پيش وبلاگ مي‌افزايد. بعضي پست‌ها هم اصلا عكس ندارد و اين نشان از حسن سليقه‌ي نويسندگان دارد كه به‌جا عكس‌ها را انتخاب به كار مي‌برند. در قالب وبلاگ، اشتراك در خبرنامه نيز از ديگر مزيت‌هاي آن است كه اگر وبلاگ به روز شد ايميلي به همان آدرسي كه در بخش ورود آدرس داده‌ايد، ارسال مي‌شود و شما از به روز شدن وبلاگ با خبر مي‌شويد.


تاریخ:1389/1/31