زبان و ادبیات
آیین نوشتن (1)
اين روزها که دارم کاغذها و برگههای تکه - پارهام را جمع و جور ميکنم، گاهي به يادداشتهايي بهم ریخته و نامرتب و برگرفته شده از منابع مختلف بر ميخورم. اما این تکه - پارهها در گذر زمان نقش زیادی داشتهاند در شکلگیری ذهنیتام نسبت به جهان داستان. از آنها تأثیر گرفتهام، اگرچه نا محسوس یا بسیار اندک. همین دستورالعملهای ساده به نظرم مهم هستند از اين نظر که اولا...
منبع: زاویه دید
1390/10/18
رفیق نیمه راه
رفيق راهي و از نيمه راه ميگويي/وداع با من بي تكيه گاه ميگويي/ميان اينهمه آدم ميان اين همه اسم/هميشه اسم مرا اشتباه ميگويي/به اعتبار چه آيينه اي عزيز دلم/به هركه ميرسي از اشك و اه ميگويي/دلم به نيم نگاهي خوشست اما تو/به اين ملامت سنگين ، نگاه ميگويي/هنوز حوصلهء عشق در رگم جاريست/نمرده ام كه غمت را به چاه ميگويي !
منبع: من بی تو
1390/10/18
در ماشین
در میان خیابانهای شلوغ و پرترافیک میراندم و ساختمانهای درخشان و پیادهروهایی را که پر بود از دستفروش و خردهفروش، پشت سر میگذاشتم. خانم سوئینی را که دیدم، برایش بوق زدم و فریاد زدم: «بپر بالا!» او درحالیکه داشت سوار ماشین میشد، گفت: «انگار که شهر جنی شده امروز.» «کیپ تا کیپ جمع شدن! یه صدتایی می شن!» «شایدم هزارتا!» «تو بگو چند میلیون- قشنگ یه میلیونی هستن
منبع: فیروزه
1390/10/17
بیابانی با بوی مرگ
«هیچکس دلش نمیخواهد بعد از ریختهشدن قطعههای یک دومینو با شکلی بیسر و ته مواجه شود.» این را دومینوبازها خوب میدانند و برای همین قطعههای دومینو را جوری کنار هم میچینند که هم خوب به هم چفت شده و هم خوب روی زمین پهنشوند.فصلهای رمانی که نه بهصورت تکخطی، بلکه با شکست زمان و تعدد زاویهی دید روایت میشود، به مثابهی قطعههای دومینو هستند.
منبع: فیروزه
1390/10/17
يا اهل العالم قتل الحسين
بين دو نهر آب ، تشنه/غرقه به خون ، بي تاب ، تشنه/واجب جدايي سر از تن/از باب استحباب ، تشنه/گهواره ها ! ديگر نجنبيد/امکان ندارد خواب ، تشنه/تيري نگاهش سمت مشک است/آماده پرتاب ، تشنه/چشم اولي الابصار ، خونين/کام اولي الالباب ، تشنه/حيّ علي حيّ علي خون/گودال تا محراب ، تشنه/"انا عرضنا " روي نيزه است/تفسير شد احزاب ، تشنه/يا ليتني کنت معک ، آه !/جاماندم از اصحاب ، تشنه
منبع: ساقیانه
1390/10/17
کاش می شد .....
کاش می شد ،روزه سخت سکوت/را، به آغاز سخن، افطار کرد.../کاش می شد ،با پلی از غم گذشت/تا در آنسوتر، ترا دیدار کرد.../کاش می شد ،جسم منحوس فراق/تا ابد ،صد مرتبه بر دار کرد.../کاش می شد ،قایقی از جنس کوه/ساخت،با موج قدر پیکار کرد.../کاش می شد ،رفت تا اوج فلک/این قفس،زنجیر را انکار کرد.../کاش می شد ،لحظه ای پروانه وار/گرد شمعی ، بال و پر،ایثار کرد...
منبع: اللهم عجل لولیک الفرج
1390/10/17
منتظر مانده دلي....
اي رها گرديدگان آن سوي هستي قصه چيست ؟/عشق يعني شهدا /که در اين غربت تنهايي ما/چشم براه دل ما ميمانند/دلي از جنس خدا/وبه ما مينگرند/و به ما ميگويند/که در اين وقت غريب/که در غربت سرد/چشمم اما بدر است/که بدر مانده بصر
منبع: مرا با این همه رسواییم
1390/10/17
علی هفتادمیلیون یاردارد
جسورانه دل رهبرشكستند/خیال كردندكه دركوفه نشستند/ علی هفتادمیلیون یاردارد/ هزاران مالك وعماردارد/چه سلمانهابدورش درطوافند/ چه شمشیرهابه اذنش درقلافند/فقط كافیست تابایك اشاره/ جهان كفرگرددتكه پاره-بسی ناسزا ها بسیجی شنیدصبوری نمود و بصیرت گزید/به لطف خدا چون که دی ماه شد/دل خلق از آن فتنه آگاه شد/به روز نهم محشری شد بپا/ تو گوئی زمین لرزد از این سپاه
منبع: طلوع دل انگیز
1390/10/17
نجواي شبانه
با مرغ سحر شبانه نجوا كردم/صد بار دعا براي غمها كردم/يك گوشه ميخانه ز مستي مردم/تا صبح خيال خال ليلا كردم/"وحيد رضا"پ.ن: شب جمعه حرم مطهر امام الرئوف جاي همتون خالي بود./اي كريمي كه از خزانه غيب/گبر و ترسا وظيفه خور داري/دوستان را كجا كني محروم/تو كه با دشمن اين نظر داري
منبع: فاطمیون
1390/10/17
اشعار سروده شده در فقدان آیت الله موسوی دهسرخی (قدس سره)
از قریه دهسرخ جوانی به نجف رفت /از شهر و وطن بگذشت دنبال شرف رفت/رنج سفر و فقر و تهی دستی و غربت /گفتار حسودان نشنید و به شعف رفت/رنجید و نرنجاند کسی را به صد امید / او گمشدهای داشت به دنبال هدف رفت/ با حوصله بنشست به کسب ادبیات /سرمایه به کف رو به سوی کشف طُرَف رفت/با قوّت فقه و ادبیات و تفاسیر / غَوّاص صفت او به شکاران صدف رفت
منبع: حسینیه اهل بیت
1390/10/15